در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «مراحل تکامل مغز انسان» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : گسترده شدن فعالیت های فکرى انسان و زندگى اشتراکى انسان های نخستین و زندگى انسان بدوى و تکامل مغز انسان
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
هرسین در گستره تاریخ دسترسی پیدا کنید
گسترده شدن فعالیتهای فکرى انسان:
«انسانى که در آغاز پیدایش خود تازه یاد مىگرفت که با ابزار غیر مؤثر و غیر کافى با طبیعت درآویزد، اینک در امر تکنولوژى به مرحلهاى از ترقى و تکامل رسیده که قادر است وابستگى حقارت آمیز خود را در قبال نیروهاى طبیعت یکسره به دور افکند. این سیر تکاملى مفهوم دیگرى هم دارد، و آن این است که سلطه روز افزون انسان بر نیروهاى طبیعت، به او امکان مىدهد که لاینقطع بر مقیاس تولید بیفزاید ... تولید لوازم مادى حیات، در شرایط کنونى بالقوه به درجهاى وسعت یافته است که براى تأمین حیات ساکنان کُره زمین کفایت مىکند ...
فعالیت فکرى انسان در جریان تاریخ، همواره تشدید مىشود و توسعه مىیابد ... در طى تاریخ مسائل جدیدى مطرح مىشود و مسائل کهن تغییر مىیابد. آن گاه تفسیرات دچار دگرگونى مىگردد و راههای مختلفى پیموده...
ادامه مطلب زندگى اشتراکى انسانهای نخستین:
بشر در قدیمی ترین روزگارها در سایه درختهای جنگل زیست مىنمود؛ غذاى انسان برگ درختان، ریشه گیاهان و تخم بعضى از پرندگان بود و گاهى حیوانات کوچک نظیر گنجشک و خرگوش را شکار کرده و نپخته مىخورد، زیرا هنوز آدمیان نمىدانستند گوشت پخته لذت بیشترى دارد. غالبا هنگام شب در حُفره درخت یا در غارى با بچههاى خود پنهان مىشدند، زیرا از هرطرف خطر حمله حیوانات درنده زندگى آنها را تهدید مىکرد. در آن دوران وحشت و ناراحتى، یا مىبایست حیوانات مزاحم را شکار کرد یا طعمه آنها قرار گرفت. زندگى در آن روزگار جز یک رشته طولانى رنج و نگرانى چیز دیگرى نبود؛ مردم در تابستان از اشعه سوزان خورشید و در زمستان از سرماى سخت رنج مىبردند. به نظر مُحققان جدید، نظام اشتراکى اولیه، دوران بسیار طولانى را در بر مىگیرد و از ظهور ...
ادامه مطلب زندگى انسان بدوى: «آن ترى وایت» در کتاب آدمیان نخستین در وصف انسان میمونى چنین مىنویسد: ... انسان میمونى، با احتیاط راه خود را درمیان جنگل مىپیماید، خطر از هرسو تهدیدش مىکند، جانورانى مانند شیر و کفتار همیشه در کمین او هستند. گاهى چون آواى هراسانگیزى بشنود، بر سر درختى مىرود. زمانى سنگى یا شاخهاى برمىگیرد تا از خویشتن دفاع کند. بیشتر اوقات مىگریزد ... او اکنون آتش را مىشناسد، دیگر آن را دشمن نمىدارد و از آن نمىگریزد؛ آموخته است که چگونه رامش کند، با چوبهای خشک بدان، مایه و نیرو بخشد و با آب خاموشش سازد. آتش دوست اوست ... آتش گوشتها را برایش کباب مىکند و چون هوا به سردى گرایید به او گرمى و حرارت مىبخشد. در دل جنگل براى خود پناهگاهى ساخته است ... پناهگاه او دیوار ندارد، تنها سقفى دارد که روى چهار س...
ادامه مطلب تکامل مغز انسان: ویل دورانت مىنویسد: اگر بتوانیم از روى جنینشناسى حکم کنیم باید بگوییم که مغز از توسعه شامه به وجود آمده است. این عصب ضمیمه کوچکى به دماغ بود و قرنها هوش از راه عصب شامه عمل مىکرد. بعد اعصاب دیگر مغزى از قبیل اعصاب چشم و صورت و گوش و گلو و زبان و گردن خود را به کره مغزى پیوستند. اعصاب شوکى جزء به جزء وارد دستگاه مىشدند و حاکمیت سر بر بدن به تدریج بیشتر مىشد و با نمو مغز، عمل و عکس العمل، همکارى و تطابق و اشراف نیز افزایش یافت. در ماهیها وزن مغز 5668/ 1 و در خزندگان 1321/ 1 و در پرندگان 212/ 1 و در پستانداران 186/ 1 و در شمپانزه دو ساله 25/ 1 و در کودک دو ساله 18/ 1 بدن است. ما از چنین نردبانى بالا رفتهایم. پس یک امر روشن شد و آن این که این ذهن پیچیده انسان از تأثر عام سادهترین پروتوپلاسمهای ابتدایی ترین موجودات زنده...
ادامه مطلب